مرد جوانی سراسیمه نزد شیوانا آمد و از او برای نجات خود کمک خواست. شیوانا او را آرام کرد و ماجرا را پرسید. مرد جوان گفت: "تازگی در محله ما جوانی تنومند و قوی هیکل منزل کرده که به واسطه زور بازو و هیکل بزرگش به همه زور می گوید و کسی هم جلودار او نیست. هرکسی با او سرشاخ می شود جوان قوی هیکل او را به مسابقه کشتی دعوت می کند و شرط می گذارد، که اگر در مسابقه برنده شد دار و ندار آن فرد را صاحب شود و با همین شرط تاکنون اموال افراد زیادی را صاحب شده است.
برچسب:
نویسنده: سجاد طاهری
تاريخ: يکشنبه
26 شهريور
1402 ساعت: 19:03